
زن و شوهر حواسشان به جلو بود. شب بود و ماشین با سرعت کم توی جادهی باریک و پیچدرپیچی بین درختها حرکت میکرد. تازه بحثی دربارهی دوست زن را تمام کرده بودند. دوست دوران مدرسه که تا این اواخر هم گاهگاه...
ادامه مطلب
از من که مى گذرىچراغ را هم با خودت ببرو صدا راو ثانيه را ...
ادامه مطلب
هزار هزار خفتگانند و هزارهزار بیخواب آن خفتگان...
ادامه مطلب