که میشود نهنگ بزگی که در اقیانوسها سرگردان است و شاد است و با آن چشمهای بزرگش رهگذران را نگاه میکند و فرزندش را شیر میدهد و میرود و آب میافشاند و آواز میخواند و دلش برای خانه تنگ میشود و دلش بزای رفتن تنگ میشود و حالش ذز آدمهای توی خانه به هم میخورد و دلش میخواهدشان و میرود و آرزو میکند قبل از مردن چندباری هم برگردد و حالش بد شود و دوباره راه بیفتد و برود و برود تا دوباره دلش تنگ شود.
و کرگدنی بشود تکشاخ یا دوشاخ و بدود و بخورد کند و مهم نباشد دشمن و مفهوم نباشد تهدید و بشود مثل بقیهی کرگدنها و بینشان بلولد و دوطرفش را به اندازه ببیند و نه حمله را دوست درشته باشد و نه دفاع را و همزمان از هردویشان خوشش بیاید و تنش بخارد برای تهدیدی که جاات تهدید کردن ندارد و عاشق آب باشد و عاشق علف باشد و عاشق آنکه مهم نباشد اصلا چرا کرگدن شده و اصلا چرا باید مهم باشد اینموضوع و اصلا چرا.
در مورد سوسکها نظر همهتان مغتنم است و قبولتان دارم و بیگمان چندشند و حالبههمزن و هرکجا دیدیدشان با ضربهای ناکارشان باید کرد و یا با اسپریای دخلشان را آورد و چقدر هم تمامی ندارند و ریز و درشت هم ندارد و چه به ریزی ناخن باشند و چه به درشتی یک انسان بالغ تنها کاری که باید کرد اقدام عاجل است در مضروب معدوم کردنشان و چه فرقی میکند آن فرقهی ضالهی شرقی چه بینشی دارد یا دیگر بینش دلرحم که قلبمان را قلقلک میدهد که نکش و بکش تا خانهات را تسخیر نکرده.
و عروسکهای کوچکی که ظرافت چینی را دارند با چشمهایی به بزرگی صورتشان و سری به بزرگی تنشان و معلوم نیست چطور به آن ظرافت ساخته شده اند و چه در درونشان ریخته شده که سبکند مثل پر و سنگینند اندازهی تمام کتابهای دنیا و در دستان بچهای شیطان سفر میکنند و با چشمهای حریص دیگر کودکان صاحبش را میخواهد و او را به خاطر بیمبالاتیهایش میبخشد و با او بزرگ و بزرگتر میشود تا آنکه از او سبقت میگیرد و آنگاه اوست بغل میکندش و میبوسدش و مراقبتش می کند و میپزد و نگهداری میکند و بزرگ میکند
کاغذ دیواری...ما را در سایت کاغذ دیواری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 23