تنها بودم تنها هستم

خرید بک لینک

من تنها بودم وقتی در جنگل راه میرفتم
مارهای سمی و تمساحها میترساندم
تنها بودم وقتی به کوهستان رسیدم
باد زوزه میکشید
و عوعوی گرگها دمی خاموش نمیشد
به دریا رسیدم
آرام بود و بزرگ
احساس حقارت کردم
خروشان شد و سهمگین
جیغ کشیدم
اما کسی صدایم را نشنید
صحرا خار داشت و شن
عطش داشتم
و سراب همیشه در دوردست بود
گلویم خشک بود
کسی نبود که آبی بدهد
به شهر رسیدم
در آن غرق شدم
مرا به سیرکی بردند
همه میخندیدند
همه گریه میکردند
همه تماشاگر بودند
و همه اجرا میکردند
هرکس در قفس خودش بود
همه حرف میزدند
کسی نمیشنید
همه دنبال نجاتدهنده بودند
ولی هیچکس را یارای نجات نبود
در خودم جمع شدم
و گوشهایم را فشار دادم
تنهایی تمامی ندارد
گریه بیانتهاست

کاغذ دیواری...

ما را در سایت کاغذ دیواری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 5:58

صفحه بندی